سليم بن قيس الهلالي الكوفي ( مترجم : افتخار زاده )

303

كتاب سليم بن قيس الهلالي ( تاريخ سياسى صدر اسلام ) ( فارسى )

[ افشاى كودتا و توطئهء ترور پيامبر ص ] ( * مصدر روايت : ابو ذر . * راوى : ابان از سليم . * زمان : سالهاى تبعيد . * مكان : ربذه . * موضوع : افشاى كودتا و توطئهء ترور پيامبر صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم * ابو ذر در آستانهء شهادت در تبعيدگاه ، وصيّت ابو ذر به امام على عليه السّلام ، يادى از گذشته ؛ امامت على عليه السّلام ، غدير خم ، بنيان توطئهء ترور پيامبر ، طرح كودتا ، نيّات كودتاچيان ، داستان كودتا ، ) * متن : سليم بن قيس گفت : زمانى كه عثمان ابو ذر را به ربذه « 1 » گسيل كرده بود ، او را در ربذه ديدم كه در بارهء خانواده و آنچه داشت به على عليه السّلام وصيت كرد . فردى به وى گفت : چه خوب بود كه به امير المؤمنين عثمان وصيت مىكردى . گفت : به امير المؤمنين حقيقى وصيت كردم ؛ به امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام ، كه در روزگار رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم به فرمان خدا و رسولش به امارت مؤمنان بر او سلام برديم ، حضرتش به ما فرمود : « بر برادرم ، وزيرم ، وارثم ، جانشينم در ميان امّتم ، و ولىّ هر مؤمنى پس از من ، به امارت مؤمنان بر او سلام كنيد ، كه على محور زمين است كه بر آن قوام گيرد و سكون يابد و اگر او را از دست بدهيد زمين و اهلش را نفى كرده‌ايد » . در پى غدير و امامت على ، گوسالهء اين امّت و گوساله گردان آن را ديدم كه نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم رفتند و گفتند : « آيا اين ، حقّى از طرف خدا و رسولش است ؟ » رسول خدا صلّى اللَّه عليه و إله و سلّم خشمگين شد و فرمود : « آرى ! حقى از خدا و رسولش است خدا مرا به آن مأمور كرده است » . وقتى ما بر على عليه السّلام سلام كرديم آن دو نزد ياران‌شان معاذ ، سالم و ابو عبيده برگشتند و آنك كه ما پس از سلام دادن بر على عليه السّلام از چادر حضرتش

--> ( 1 ) ربذه از روستاهاى مدينه كه در سه مايلى آن شهر قرار داشته است و مزار ابو ذر در آن روستا نهفته است . ن . ك : ياقوت / معجم 4 / 222 .